یک حادثه بزرگ دریایی میتواند ترازنامه چند بیمهگر را همزمان تحت فشار قرار دهد
افزایش ریسک در مسیرهای دریایی منطقه، یک سؤال مهم را برای صنعت بیمه ایران ایجاد کرده است: اگر یک حادثه بزرگ دریایی یا جنگی رخ دهد، آیا ذخایر فنی و ظرفیت اتکایی موجود برای پرداخت خسارت کافی است؟
این سؤال زمانی جدیتر میشود که ریسک فقط به خود کشتی محدود نباشد و همزمان محموله، توقف عملیات، تأخیر در حمل، خسارت جنگی و حتی مسئولیتهای مربوط به اشخاص ثالث را درگیر کند.
سازمان بینالمللی دریانوردی در ماههای اخیر نسبت به ادامه اختلال در تردد دریایی در منطقه هرمز هشدار داده و بر ضرورت ارزیابی واقعی ریسک پیش از عبور کشتیها تأکید کرده است.
اما برای صنعت بیمه، مسئله فقط «احتمال حادثه» نیست؛ مسئله اصلی این است که بیمهگر در صورت وقوع حادثه، چه میزان تعهد دارد و چه مقدار از این تعهد واقعاً قابل انتقال به بیمهگران اتکایی است؟
ذخیره فنی بهتنهایی کافی نیست
در یک حادثه بزرگ، سه عدد باید همزمان بررسی شود:
میزان تعهد بیمهگر + ذخایر فنی + ظرفیت اتکایی قابل وصول
اگر این سه عدد با یکدیگر تناسب نداشته باشند، افزایش فروش بیمهنامه لزوماً به معنی رشد واقعی صنعت بیمه نیست.
برای نمونه، اگر یک بیمهگر بخش بزرگی از ریسک یک کشتی، محموله یا پروژه انرژی را بپذیرد، اما در زمان حادثه امکان وصول سهم اتکایی با مشکل مواجه شود، فشار اصلی مستقیماً روی ترازنامه بیمهگر داخلی قرار میگیرد.
به همین دلیل، در شرایط پرریسک باید علاوه بر «نسبت خسارت»، کیفیت اتکایی و توان پرداخت خسارتهای بزرگ نیز مورد بررسی قرار گیرد.
مثال خارجی؛ بازار لویدز
بازار لویدز لندن نمونه مناسبی برای مقایسه است.
لویدز در گزارش نیمه نخست سال ۲۰۲۶، سود پیش از مالیات ۳.۵ میلیارد پوند و نسبت ترکیبی ۹۰.۸ درصد را گزارش کرده است.
اما نکته مهمتر برای مقایسه با ایران، ساختار مدیریت ریسک و توزیع آن در میان سندیکاها و بازار اتکایی است.
در چنین بازاری، یک خسارت بزرگ قرار نیست الزاماً تمام بار خود را روی یک بیمهگر قرار دهد. ریسک از طریق بیمه اتکایی و توزیع گستردهتر سرمایه در سطح بازار پخش میشود.
درس مهم برای ایران این است:
مسئله فقط این نیست که شرکت بیمه چقدر ذخیره دارد؛ باید پرسید:
چه مقدار از ریسک بزرگ واقعاً منتقل شده و طرف مقابل چه میزان توان پرداخت دارد؟
نقطه حساس صنعت بیمه ایران
در ایران، این موضوع بهخصوص در رشتههای زیر اهمیت دارد:
- بیمه باربری
- بیمه کشتی
- بیمه انرژی
- بیمه پروژههای نفت و گاز
- بیمه مسئولیت دریایی
- بیمه جنگ و اعتصاب
- بیمه مهندسی پروژههای بزرگ
در شرایطی که ریسک ژئوپلیتیک افزایش پیدا میکند، اتکا به میانگین خسارتهای سالهای گذشته میتواند گمراهکننده باشد.
ممکن است یک رشته سالها نسبت خسارت مناسبی داشته باشد، اما یک حادثه بزرگ تمام محاسبات گذشته را تغییر دهد.
جستجوگر چه چیزی را پیشنهاد میکند؟
به جای انتشار صرفِ آمار حقبیمه و خسارت، صنعت بیمه باید چند شاخص کلیدی را به شکل دورهای در اختیار بازار قرار دهد:
شاخص| سؤال قابل اندازهگیری
ظرفیت نگهداری| هر بیمهگر چه میزان از ریسک را نزد خود نگه میدارد؟
ظرفیت اتکایی| چه مقدار از ریسک منتقل شده است؟
سهم اتکایی| چند درصد خسارت احتمالی باید از اتکایی وصول شود؟
ذخایر فنی| ذخایر در برابر سناریوی خسارت بزرگ چقدر است؟
تمرکز ریسک| چه میزان ریسک در یک کشتی، پروژه یا منطقه متمرکز شده؟
زمان پرداخت| در خسارت بزرگ، پرداخت واقعی چقدر زمان میبرد؟
سؤال مهمتر
اگر فردا یک خسارت بزرگ دریایی رخ دهد، چه کسی واقعاً پول آن را پرداخت خواهد کرد؟
بیمهگر مستقیم؟
بیمهگر اتکایی؟
منابع داخلی؟
یا در نهایت بخشی از خسارت به دلیل محدودیت ظرفیت، ذخایر یا انتقال ریسک، روی دوش اقتصاد باقی خواهد ماند؟
این همان نقطهای است که گزارشهای معمول صنعت بیمه معمولاً کمتر به آن میپردازند.
نگاه جستجوگر
بیمه واقعی با رقم حقبیمه سنجیده نمیشود؛ با توان پرداخت در روز حادثه سنجیده میشود.
برای صنعت بیمه ایران، افزایش ریسک دریایی یک آزمون جدی است. اگر ظرفیت اتکایی، ذخایر و تمرکز ریسک شفاف نباشد، نمیتوان فقط با مشاهده رشد حقبیمهها درباره سلامت واقعی صنعت قضاوت کرد.
شاخصهایی که جستجوگر باید از این پس دنبال کند
نسبت خسارت دریایی + ظرفیت اتکایی + تمرکز ریسک + ذخایر فنی + زمان پرداخت خسارت
این پنج شاخص میتواند تصویر بسیار دقیقتری از آمادگی صنعت بیمه در برابر یک حادثه بزرگ ارائه دهد.
منابع پیشنهادی برای راستیآزمایی: سازمان بینالمللی دریانوردی (IMO)، گزارشهای رسمی لویدز و گزارشهای رسمی بیمهگران و نهادهای ناظر.




