G-4J3J8J4751

رشد بورس واقعی است، اما اعتماد هنوز برنگشته

کاری از: تحریریه جستجوگر

آیا بورس تهران دوباره در مسیر ۱۳۹۹ قرار گرفته است؟

کاری از تحریریه جستجوگر

رشد اخیر بورس تهران را نمی‌توان صرفاً یک عدد روی تابلو دانست. در معاملات ۲۰ مرداد ۱۴۰۵، شاخص کل بورس با رشد ۸۲ هزار و ۳۳۶ واحدی، معادل ۱.۴۶ درصد، به ۵ میلیون و ۷۳۶ هزار و ۵۱۱ واحد رسید. شاخص هم‌وزن نیز ۱.۱۲ درصد افزایش یافت و گزارش‌های بازار از ورود حدود ۱.۷ هزار میلیارد تومان پول حقیقی حکایت داشتند.

اما سؤال مهم‌تر این است: آیا این رشد به معنای بازگشت اعتماد سرمایه‌گذاران است؟

پاسخ فعلاً روشن نیست.

رشد قیمت‌ها واقعی است، اما برای نتیجه‌گیری درباره یک روند پایدار هنوز زود است؛ به‌خصوص در بازاری که بخش بزرگی از سرمایه‌گذاران خرد، تجربه سقوط سال ۱۳۹۹ و سال‌ها بی‌اعتمادی پس از آن را با خود دارند.

بورس ۱۴۰۵؛ رشد در سایه جنگ

رشد اخیر بورس در شرایطی اتفاق افتاده که بازار سرمایه هنوز از شوک جنگ خارج نشده است.

بورس تهران پس از آغاز جنگ حدود ۸۰ روز متوقف بود و در شرایطی بازگشایی شد که بسیاری از متغیرهای اقتصادی و سیاسی همچنان نامطمئن بودند.

بنابراین افزایش شاخص در مردادماه را نمی‌توان جدا از این شرایط تحلیل کرد.

بازار از یک سو با ریسک جنگ و نااطمینانی سیاسی مواجه است و از سوی دیگر با تورم، افزایش نرخ ارز و رشد اسمی ارزش دارایی‌ها و درآمد شرکت‌ها.

این دو نیروی متضاد همزمان بر قیمت سهام اثر می‌گذارند.

به همین دلیل، بالا رفتن شاخص لزوماً به معنای کاهش ریسک اقتصاد ایران نیست.

چرا رشد ۲۰ مرداد مهم است؟

یک نکته مثبت در معاملات ۲۰ مرداد این بود که رشد بازار فقط به چند نماد بزرگ محدود نماند.

همزمانی رشد شاخص کل و شاخص هم‌وزن نشان می‌دهد بخش قابل توجهی از بازار در این حرکت صعودی مشارکت داشته است. این موضوع از نظر تحلیلی مهم‌تر از یک رکورد ساده در شاخص کل است.

ورود پول حقیقی نیز نشانه دیگری از افزایش تقاضاست.

اما باید میان ورود پول و بازگشت اعتماد تفاوت گذاشت.

سرمایه‌گذاری که به دلیل ارزندگی سهام، تورم یا انتظار افزایش نرخ ارز خرید می‌کند، الزاماً به سیاست‌گذار یا آینده بازار اعتماد نکرده است.

خاطره‌ای که هنوز تمام نشده است

برای فهم رفتار امروز سرمایه‌گذاران، باید به سال ۱۳۹۹ برگشت.

در آن سال، دولت و مسئولان اقتصادی مردم را به حضور در بازار سرمایه تشویق کردند. بورس به یکی از اصلی‌ترین موضوعات اقتصادی کشور تبدیل شد و میلیون‌ها نفر، به‌ویژه سرمایه‌گذاران خرد، وارد بازار شدند.

شاخص کل از حدود ۵۰۸ هزار واحد در ابتدای سال ۱۳۹۹ به بیش از ۲ میلیون واحد در مرداد همان سال رسید.

اما پس از رسیدن بازار به قله، سقوط آغاز شد.

تا پایان اسفند ۱۳۹۹، شاخص کل به حدود ۱.۳ میلیون واحد کاهش یافته بود.

البته این اعداد به تنهایی تمام ماجرا را توضیح نمی‌دهند. برخی سهامداران، به‌خصوص کسانی که در ماه‌های پایانی موج صعودی وارد بازار شده بودند، زیان سنگینی متحمل شدند و برخی سهم‌ها برای مدت طولانی به قیمت‌های زمان خرید آنها بازنگشتند.

بنابراین اتفاق سال ۱۳۹۹ فقط یک سقوط قیمتی نبود.

یک بحران اعتماد بود.

سرمایه‌گذاری که با توصیه و تبلیغ رسمی وارد بازار شده و سپس بخش بزرگی از سرمایه خود را از دست داده، با چند روز رشد شاخص دوباره اعتماد نمی‌کند.

رشد بورس با بازگشت اعتماد یکی نیست

رشد بورس را می‌توان با شاخص‌هایی مانند ارزش معاملات، ورود و خروج پول حقیقی، تعداد نمادهای مثبت و شاخص‌های کل و هم‌وزن اندازه گرفت.

اما اعتماد عمومی معیارهای دیگری دارد:

• آیا مقررات بازار باثبات و قابل پیش‌بینی است؟

• آیا سرمایه‌گذار مطمئن است امکان معامله دارایی خود را خواهد داشت؟

• آیا سیاست‌گذار در بحران‌ها قواعد مشخصی دارد؟

• آیا شرکت‌ها اطلاعات کافی و به‌موقع منتشر می‌کنند؟

• آیا سهامدار احساس می‌کند در تصمیم‌های بازار نقش دارد یا صرفاً باید منتظر تصمیم سیاست‌گذار بماند؟

پاسخ به این پرسش‌هاست که مشخص می‌کند رشد فعلی تا چه اندازه می‌تواند پایدار باشد.

توقف ۸۰ روزه؛ زخمی که هنوز قابل بررسی است

توقف حدود ۸۰ روزه بورس در شرایط جنگی با هدف جلوگیری از رفتارهای هیجانی و حمایت از سهامداران انجام شد.

اما این تصمیم یک پیام دوگانه برای سرمایه‌گذاران داشت.

از یک طرف، سیاست‌گذار می‌گفت می‌خواهد از سرمایه مردم محافظت کند.

از طرف دیگر، سهامدار برای حدود ۸۰ روز امکان معامله آزاد دارایی خود را نداشت.

برای بازاری که هنوز زخم ۱۳۹۹ را دارد، این مسئله اهمیت زیادی دارد.

سرمایه‌گذار ممکن است از خود بپرسد:

اگر دوباره شرایط بحرانی شود، آیا من می‌توانم درباره سرمایه خودم تصمیم بگیرم یا بازار دوباره برای مدتی طولانی تعطیل خواهد شد؟

این پرسش مستقیماً با اعتماد عمومی ارتباط دارد.

آیا بورس امروز شبیه سال ۱۳۹۹ است؟

در ظاهر، شباهت‌هایی وجود دارد.

در هر دو دوره شاهد رشد سریع شاخص، افزایش توجه به بازار و ورود نقدینگی هستیم.

اما تفاوت مهمی هم وجود دارد.

در سال ۱۳۹۹ بخش بزرگی از جامعه با تصور یک بازار همیشه صعودی وارد بورس شد. امروز بسیاری از سرمایه‌گذاران تجربه سقوط را پشت سر گذاشته‌اند.

سرمایه‌گذار امروز، دست‌کم بخشی از آن جامعه، محتاط‌تر است.

از سوی دیگر، ساختار اقتصادی امروز با سال ۱۳۹۹ یکسان نیست. نرخ تورم، نرخ ارز، سود شرکت‌ها، ارزش دارایی‌ها و شرایط سیاسی تغییر کرده‌اند.

بنابراین رسیدن شاخص به یک عدد بالاتر به‌تنهایی ثابت نمی‌کند که تاریخ در حال تکرار است.

خطر اصلی کجاست؟

خطر اصلی، خودِ رشد بورس نیست.

خطر زمانی ایجاد می‌شود که رشد قیمت‌ها از رشد سودآوری شرکت‌ها و ارزش بنیادی آنها فاصله بگیرد و سرمایه‌گذاران دوباره تصور کنند افزایش قیمت سهام، خود دلیل کافی برای ادامه افزایش قیمت است.

در این نقطه، سرمایه‌گذاری می‌تواند به سفته‌بازی نزدیک شود.

برای تشخیص وضعیت بازار در ماه‌های آینده باید چند متغیر همزمان بررسی شود:

سودآوری شرکت‌ها: آیا افزایش قیمت سهام با رشد واقعی درآمد و سود شرکت‌ها همراه است؟

ورود پول حقیقی: آیا ورود نقدینگی یک اتفاق مقطعی است یا روندی مستمر؟

ارزش معاملات: آیا رشد شاخص با نقدشوندگی مناسب همراه است؟

شاخص هم‌وزن: آیا رشد بازار به چند شرکت بزرگ محدود است یا بخش گسترده‌ای از نمادها در آن مشارکت دارند؟

واکنش به اخبار منفی: آیا بازار در برابر یک شوک سیاسی دوباره دچار سقوط شدید می‌شود؟

آخرین مورد شاید مهم‌ترین آزمون باشد.

بازاری که با یک خبر منفی سیاسی به سرعت وارد موج فروش می‌شود، هنوز بازاری شکننده است.

آزمون واقعی بورس ۱۴۰۵

برای فهمیدن اینکه رشد اخیر شروع یک دوره جدید است یا یک موج دیگر، لازم نیست چند سال صبر کنیم.

رفتار بازار در هفته‌ها و ماه‌های آینده اطلاعات زیادی خواهد داد.

اگر بورس بتواند در برابر اخبار منفی سیاسی، اصلاح‌های منطقی و کنترل‌شده داشته باشد و دوباره به مسیر رشد بازگردد، می‌توان گفت عمق و اعتماد بازار افزایش یافته است.

اما اگر هر شوک سیاسی باعث سقوط شدید شود، احتمالاً رشد بازار هنوز بیش از آنکه بر پایه اعتماد پایدار باشد، به انتظارات و جریان نقدینگی وابسته است.

جمع‌بندی

رشد ۲۰ مرداد واقعی بود. شاخص بالا رفت، معاملات انجام شد، بخش بزرگی از نمادها مثبت بودند و پول حقیقی وارد بازار شد.

اما از این واقعیت نمی‌توان نتیجه گرفت که اعتماد عمومی به بورس بازگشته است.

سرمایه‌گذار ایرانی هنوز تجربه سال ۱۳۹۹ را فراموش نکرده؛ دوره‌ای که تشویق گسترده مردم به حضور در بورس با یکی از سنگین‌ترین سقوط‌های بازار همراه شد.

امروز بنابراین مسئله فقط این نیست که شاخص به پنج یا شش میلیون واحد رسیده است.

مسئله اصلی این است:

آیا این بار رشد بورس بر پایه سودآوری، ارزندگی و ثبات مقررات شکل گرفته یا دوباره بخشی از جامعه در حال خریدن رؤیای افزایش دائمی قیمت‌هاست؟

پاسخ این سؤال را نه در یک روز سبز، بلکه در دوام رشد، کیفیت ورود نقدینگی، سود شرکت‌ها و رفتار سیاست‌گذار در اولین بحران بعدی می‌توان پیدا کرد.

شاید مهم‌ترین تفاوت بورس ۱۴۰۵ با بورس ۱۳۹۹ همین باشد:

این بار مردم فقط قیمت سهام را نگاه نمی‌کنند؛ رفتار دولت را هم به خاطر دارند.

 

 

@jostojougar

ما را دنبال کنید