اقتصاد ایران در شرایطی قرار گرفته که فشار اقتصادی دیگر فقط در سطح فروش نفت یا نرخ ارز دیده نمیشود. همزمان، مسیرهای انتقال پول هدف قرار گرفته، قدرت خرید خانوار کاهش یافته و بازار انرژی جهان نیز تحت تأثیر تنشهای ایران و آمریکا قرار گرفته است.
در این گزارش، چهار تحول مهم اقتصادی را بررسی میکنیم و برای هرکدام یک نمونه خارجی را کنار موضوع ایران قرار میدهیم.
---
۱. آمریکا یک بانک ترکیهای را به اتهام ارتباط مالی با ایران تحریم کرد
وزارت خزانهداری آمریکا در ۴ سپتامبر، بانک سرمایهگذاری Golden Global Yatirim Bankasi ترکیه و دو شرکت وابسته به آن را در فهرست تحریمها قرار داد.
به گفته وزارت خزانهداری آمریکا، این مجموعه در انتقال منابع مالی مرتبط با ایران نقش داشته و به دسترسی ایران به خدمات بانکی بینالمللی کمک کرده است. OFAC نیز نام بانک و دو شرکت وابسته را در فهرست SDN قرار داده است.
اهمیت این اقدام برای ایران در یک نکته خلاصه میشود:
تحریمها در حال هدف گرفتن «مسیر پول» هستند، نه فقط «منبع پول».
یعنی حتی اگر ایران بتواند نفت یا کالایی بفروشد، مسئله بعدی این است که درآمد حاصل از آن چگونه منتقل، تسویه و وارد چرخه تجارت شود.
نمونه خارجی؛ روسیه
روسیه پس از تحریمهای گسترده غرب، استفاده از ارزهای غیردلاری، سیستمهای پرداخت جایگزین و شبکههای بانکی خارج از ساختار مالی غرب را افزایش داد.
اما تجربه روسیه نشان داد که جایگزینکردن کانال مالی لزوماً به معنای حذف هزینه نیست؛ هزینه انتقال، ریسک تحریم، زمان تسویه و تخفیفهای تجاری میتوانند بخشی از ارزش واقعی درآمد را از بین ببرند.
زاویه جستجوگر
بنابراین سؤال اصلی برای اقتصاد ایران نباید فقط این باشد که:
«چقدر ارز داریم؟»
بلکه باید پرسید:
«چه مقدار از این ارز واقعاً قابل دسترسی و انتقال است؟»
برای پاسخ، پنج شاخص باید به صورت مستمر بررسی شود:
- ذخایر ارزی
- منابع ارزی قابل دسترس
- زمان انتقال پول
- هزینه انتقال
- توان تأمین مالی واردات
---
۲. قدرت خرید؛ وقتی خانوار حتی تعمیر وسیله خراب را هم عقب میاندازد
گزارشهای اخیر درباره بازار لوازم خانگی ایران تصویری نگرانکننده از وضعیت تقاضای داخلی ارائه میکنند.
در این گزارشها آمده است که بخشی از خانوارها در صورت خرابشدن وسایلی مانند یخچال، نه توان خرید وسیله جدید دارند و نه در برخی موارد توان پرداخت هزینه تعمیر را.
این اتفاق فقط یک مشکل مربوط به لوازم خانگی نیست.
کاهش خرید کالاهای بادوام یکی از نشانههای مهم کاهش قدرت خرید خانوار است.
وقتی خانواده خرید یخچال، تلویزیون، ماشین لباسشویی یا سایر کالاهای بادوام را عقب میاندازد، اثر آن به تولیدکننده، فروشنده، واردکننده، حملونقل، خدمات پس از فروش و در نهایت اشتغال منتقل میشود.
نمونه خارجی؛ آمریکا
در اقتصاد آمریکا، فروش کالاهای بادوام مانند خودرو و لوازم خانگی یکی از متغیرهایی است که تحلیلگران برای سنجش وضعیت تقاضای مصرفکننده دنبال میکنند.
به همین دلیل، کاهش مصرف کالاهای بادوام فقط یک مسئله فروشگاهی تلقی نمیشود؛ میتواند نشانهای از تغییر رفتار خانوار در واکنش به درآمد، تورم و هزینه تأمین مالی باشد.
زاویه جستجوگر
برای ایران، سؤال مهمتر این است:
خانوار ایرانی دقیقاً کدام خریدها را حذف کرده و کدام خریدها را فقط به تعویق انداخته است؟
پاسخ به این سؤال میتواند تصویر دقیقتری از عمق کاهش قدرت خرید نسبت به یک عدد کلی تورم ارائه کند.
---
۳. نفت؛ درآمد ایران و همزمان ریسک اقتصاد جهان
تنشهای ایران و آمریکا همچنان بازار انرژی را تحت تأثیر قرار داده است.
قیمت نفت در روزهای اخیر تحت تأثیر نگرانی درباره اختلال در عرضه و ریسکهای مرتبط با خاورمیانه افزایش داشته است. رویترز گزارش داده که نفت در هفته جاری رشد قابل توجهی را تجربه کرده و بازار همچنان نسبت به اختلال در عرضه از منطقه حساس است.
برای ایران، این وضعیت یک تناقض مهم ایجاد میکند.
از یک طرف، افزایش قیمت نفت میتواند ارزش هر بشکه صادرات را بالا ببرد.
از طرف دیگر، افزایش ریسک حملونقل، تحریم، بیمه، انتقال پول و محدودیتهای صادراتی میتواند بخشی از این مزیت را خنثی کند.
نمونه خارجی؛ اروپا و روسیه
اروپا پس از بحران انرژی ناشی از جنگ روسیه و اوکراین تلاش کرد وابستگی خود به یک مسیر و یک تأمینکننده را کاهش دهد.
افزایش واردات LNG، تنوع تأمینکنندگان و سرمایهگذاری در انرژیهای جایگزین بخشی از همین سیاست بود.
درس اقتصادی این تجربه برای ایران روشن است:
داشتن یک منبع درآمد بزرگ، بهتنهایی امنیت اقتصادی ایجاد نمیکند.
امنیت زمانی بیشتر میشود که کشور بتواند درآمد حاصل از منابع خود را با هزینه کم، از مسیرهای متنوع و با دسترسی پایدار به اقتصاد داخلی منتقل کند.
---
۴. بازار جهانی پول؛ نرخهای بالا هنوز مسئلهاند
در اقتصاد جهانی، هزینه پول همچنان یکی از متغیرهای تعیینکننده برای سرمایهگذاری و تأمین مالی است.
بازار اوراق خزانه آمریکا و بازار بدهی شرکتها همچنان زیر تأثیر سطح بالای نرخهای بهره قرار دارند. دادههای بازار بدهی آمریکا نیز نشان میدهد هزینه تأمین مالی شرکتها همچنان یک متغیر مهم برای سرمایهگذاران است.
این موضوع برای ایران از یک جهت اهمیت دارد:
وقتی پول در اقتصاد جهانی گران میشود، سرمایهگذاری در اقتصادهای پرریسک دشوارتر میشود.
کشوری که همزمان با تورم بالا، ریسک سیاسی و محدودیت دسترسی به منابع مالی بینالمللی روبهروست، برای جذب سرمایه باید هزینه بیشتری بپردازد یا مشوقهای بیشتری ارائه کند.
نمونه خارجی؛ امارات
کشورهایی مانند امارات در سالهای اخیر تلاش کردهاند درآمد نفتی را به توسعه بخشهایی مانند تجارت، گردشگری، خدمات مالی، حملونقل و املاک متصل کنند.
هدف این مدل روشن است:
اقتصاد نباید فقط از یک منبع درآمد تغذیه کند.
این تفاوت مهمی میان «داشتن درآمد» و «داشتن اقتصاد مقاوم» است.
---
جمعبندی
چهار خبر امروز در ظاهر موضوعات متفاوتی دارند:
تحریم بانک ترکیه، کاهش قدرت خرید خانوار، افزایش ریسک بازار نفت و هزینه بالای پول در اقتصاد جهان.
اما وقتی این چهار موضوع کنار هم قرار میگیرند، یک تصویر مشترک شکل میگیرد:
اقتصاد ایران فقط با مسئله تولید درآمد مواجه نیست؛ با مسئله دسترسی، انتقال و تبدیل درآمد به قدرت خرید نیز روبهروست.
ممکن است یک کشور نفت بفروشد، اما اگر انتقال پول دشوار باشد، ارزش واقعی درآمد کاهش پیدا میکند.
ممکن است درآمد اسمی خانوار افزایش پیدا کند، اما اگر قیمت کالاها سریعتر رشد کند، قدرت خرید کاهش مییابد.
ممکن است قیمت نفت بالا برود، اما اگر ریسک صادرات و انتقال درآمد افزایش پیدا کند، تمام منفعت افزایش قیمت به اقتصاد داخلی نمیرسد.
به همین دلیل، یکی از مهمترین شاخصهایی که باید در ماههای آینده دنبال شود، نه فقط میزان درآمد ارزی ایران، بلکه میزان درآمد ارزی قابل استفاده در اقتصاد داخلی است.
این دو عدد لزوماً یکی نیستند.




