دلار از مرز ۲۲۰ هزار تومان عبور کرده و بانک مرکزی از آمادگی برای عرضه تا ۲ میلیارد دلار ارز سخن گفته است. حالا سؤال اصلی این نیست که بانک مرکزی ارز دارد یا نه؛ سؤال این است که آیا این مداخله میتواند انتظارات بازار را تغییر دهد یا فقط چند روز به بازار فرصت تنفس میدهد؟
بازار ارز ایران در روزهای اخیر بار دیگر وارد محدودهای حساس شده است. افزایش نرخ دلار در بازار آزاد، در کنار افزایش انتظارات تورمی و نگرانی فعالان اقتصادی درباره آینده هزینهها، باعث شده است نرخ ارز دوباره به یکی از مهمترین متغیرهای اقتصاد ایران تبدیل شود.
در چنین شرایطی، اعلام آمادگی بانک مرکزی برای عرضه تا ۲ میلیارد دلار اهمیت ویژهای پیدا میکند. این رقم در ظاهر قابل توجه است، اما تجربه بازار ارز نشان داده است که حجم مداخله بهتنهایی تعیینکننده نیست.
مسئله اصلی، انتظارات بازار است.
اگر معاملهگران تصور کنند عرضه ارز تنها یک اقدام کوتاهمدت برای کنترل یک جهش قیمتی است، ممکن است اثر آن محدود باشد. اما اگر بازار این اقدام را بخشی از یک سیاست مستمر و قابل پیشبینی بداند، احتمال اثرگذاری بیشتر خواهد بود.
۲ میلیارد دلار در برابر یک بازار نگران
بانک مرکزی پیشتر نیز از تزریق ارز برای کنترل بازار استفاده کرده است. اما تفاوت میان یک مداخله موفق و یک مداخله موقت، در این است که بازار بعد از پایان عرضه چه انتظاری دارد.
اگر فعال اقتصادی تصور کند که چند هفته بعد دوباره با کمبود ارز یا جهش قیمت روبهرو خواهد شد، طبیعی است که برای خرید ارز عجله کند.
در این حالت، سیاستگذار عملاً با بخشی از تقاضایی مواجه میشود که خودِ انتظارات تورمی ایجاد کرده است.
مسئله فقط دلار نیست
افزایش نرخ ارز مستقیماً یا غیرمستقیم بر بسیاری از بخشهای اقتصاد اثر میگذارد.
هزینه واردات، مواد اولیه، تجهیزات، خودرو، دارو، خدمات، قیمت تمامشده تولید و حتی ارزشگذاری بسیاری از شرکتهای بورسی با نرخ ارز ارتباط دارند.
به همین دلیل، هر جهش ارزی خیلی سریع از یک موضوع مالی به مسئلهای عمومی تبدیل میشود.
نمونه خارجی؛ کانادا و اهمیت مدیریت انتظارات
در اقتصادهای پیشرفته نیز بانکهای مرکزی فقط با یک ابزار به جنگ تورم نمیروند.
بانک مرکزی کانادا در ۲ سپتامبر ۲۰۲۶ نرخ بهره را در سطح ۲.۲۵ درصد ثابت نگه داشت و همزمان درباره فشارهای تورمی ناشی از افزایش قیمت انرژی هشدار داد.
تجربه اقتصادهای مختلف نشان میدهد سیاست پولی زمانی اثر بیشتری دارد که بازار بتواند مسیر سیاستگذار را پیشبینی کند.
در واقع، اعتماد بازار خودش یک ابزار اقتصادی است.
تحلیل جستجوگر
دلار ۲۲۰ هزار تومانی فقط یک عدد نیست. این عدد برای تولیدکننده، واردکننده، مصرفکننده و سرمایهگذار، معنای متفاوتی دارد.
بنابراین آزمون بانک مرکزی صرفاً این نیست که آیا میتواند ۲ میلیارد دلار عرضه کند یا خیر.
آزمون اصلی این است که آیا میتواند انتظار افزایش بیشتر نرخ ارز را متوقف کند.
اگر پاسخ مثبت باشد، عرضه ارز میتواند به آرامشدن بازار کمک کند.
اما اگر انتظارات افزایشی باقی بماند، حتی میلیاردها دلار نیز ممکن است تنها نقش یک مسکن کوتاهمدت را ایفا کند.
بازار ارز بیشتر از اسکناس، با اعتماد معامله میشود.
جمعبندی
بانک مرکزی اکنون با دو مسئله همزمان مواجه است: مدیریت نرخ ارز و مدیریت انتظارات.
عرضه ۲ میلیارد دلار میتواند قدرت مداخله قابل توجهی ایجاد کند، اما موفقیت آن زمانی مشخص میشود که نرخ ارز بعد از فروکشکردن موج اولیه، دوباره به مسیر افزایشی برنگردد.
دلار ۲۲۰ هزار تومانی، بیش از آنکه فقط آزمون ذخایر ارزی باشد، آزمون اعتبار سیاستگذار پولی است.




