G-4J3J8J4751

دلار آزاد زیر فشار جنگ؛ آیا سیاست ارزی می‌تواند شکاف بازار را مهار کند؟

 

گزارش روزانه جستجوگر | ارز، تورم و اقتصاد ایران

بازار ارز ایران در شرایطی وارد روزهای پرریسک شده که همزمان چند متغیر مهم اقتصادی و سیاسی در حال حرکت در یک جهت هستند: افزایش ریسک منطقه‌ای، نگرانی درباره صادرات نفت، افزایش قیمت انرژی، دشوارتر شدن تجارت خارجی و رشد انتظارات تورمی.

در چنین شرایطی، بررسی نرخ دلار صرفاً با نگاه کردن به عدد اعلام‌شده از سوی بانک مرکزی نمی‌تواند تصویر کاملی از وضعیت بازار ارائه کند.

جستجوگر برای سنجش فشار واقعی بازار، نرخ دلار آزاد را شاخص اصلی قرار می‌دهد.

نرخ رسمی و نرخ‌های سیاست‌گذاری نیز همچنان اهمیت دارند، اما کاربرد آنها متفاوت است: نرخ رسمی نشان‌دهنده سیاست ارزی و سازوکار تخصیص ارز است، در حالی که نرخ آزاد بازتاب‌دهنده انتظارات، عرضه و تقاضا و ریسک موجود در بازار است.

چرا بازار آزاد اهمیت دارد؟

وقتی فاصله میان نرخ رسمی و بازار آزاد افزایش پیدا می‌کند، این شکاف فقط یک اختلاف عددی نیست.

این اختلاف می‌تواند نشان‌دهنده چند مسئله باشد:

  • تفاوت میان عرضه و تقاضای واقعی ارز

  • افزایش انتظارات تورمی

  • نگرانی درباره آینده درآمدهای ارزی

  • افزایش تقاضا برای دارایی‌های جایگزین ریال

  • ریسک سیاسی و تجاری

  • بی‌اعتمادی نسبت به ثبات آینده نرخ ارز

بنابراین، برای جستجوگر خود نرخ دلار مهم است، اما روند نرخ و فاصله آن با نرخ سیاستی مهم‌تر است.

جنگ چگونه به بازار ارز منتقل می‌شود؟

اثر بحران نظامی بر بازار ارز معمولاً مستقیم و غیرمستقیم است.

در مرحله اول، ریسک سیاسی افزایش پیدا می‌کند.

سپس فعال اقتصادی احتمال محدود شدن تجارت یا انتقال پول را در نظر می‌گیرد.

در مرحله بعد، تقاضا برای دارایی‌های ارزی افزایش پیدا می‌کند.

در همین زمان ممکن است عرضه ارز نیز تحت تأثیر قرار بگیرد.

نتیجه می‌تواند چنین زنجیره‌ای باشد:

افزایش ریسک سیاسی

افزایش تقاضای احتیاطی ارز

کاهش تمایل به نگهداری ریال

افزایش نرخ بازار آزاد

افزایش انتظارات تورمی

فشار بیشتر بر بازار ارز

مثال خارجی؛ ترکیه

ترکیه نمونه مهمی برای مقایسه است.

این کشور طی سال‌های گذشته بارها با فشار ارزی، تورم بالا و کاهش ارزش پول ملی مواجه شده است.

بانک مرکزی ترکیه در دوره‌های مختلف از ابزارهای پولی و ارزی برای کنترل نوسانات استفاده کرده، اما تجربه این کشور یک نکته مهم را نشان می‌دهد:

کنترل نرخ ارز بدون کنترل تورم و انتظارات تورمی پایدار نیست.

وقتی فعالان اقتصادی انتظار افزایش تورم و کاهش ارزش پول ملی را داشته باشند، حتی افزایش عرضه ارز نیز ممکن است فقط اثر کوتاه‌مدت داشته باشد.

ترکیه در سال‌های اخیر با افزایش نرخ بهره و تغییر جهت سیاست پولی تلاش کرده اعتماد به سیاست پولی را تقویت کند.

مقایسه با ایران

برای ایران نیز سؤال مشابهی مطرح است.

اگر سیاستگذار فقط روی افزایش عرضه ارز تمرکز کند، ممکن است بتواند در مقاطعی نرخ بازار را آرام کند.

اما اگر همزمان:

  • رشد نقدینگی بالا باشد،

  • تورم بالا باقی بماند،

  • ریسک سیاسی افزایش پیدا کند،

  • دسترسی به منابع ارزی دشوار باشد،

  • و انتظارات تورمی بالا بماند،

فشار بازار دوباره می‌تواند بازگردد.

بنابراین دلار یک معلول است، نه همیشه علت.

نگاه جستجوگر

جستجوگر معتقد است ارزیابی سیاست ارزی نباید بر اساس یک عدد روزانه انجام شود.

باید پرسید:

آیا سیاست ارزی توانسته روند افزایش نرخ آزاد، شکاف دو بازار و انتظارات تورمی را در یک دوره زمانی کاهش دهد؟

این تفاوت مهمی میان «کنترل قیمت» و «حل مسئله» است.

پرسش جستجوگر

اگر فشار سیاسی و تجاری ادامه پیدا کند، آیا سیاستگذار برنامه‌ای برای کاهش پایدار شکاف بازار آزاد و نرخ‌های سیاستی دارد یا قرار است عمده ابزار سیاستی همچنان بر عرضه ارز متمرکز باشد؟

شاخص‌های پیگیری

جستجوگر در روزهای آینده این شاخص‌ها را دنبال می‌کند:

  1. نرخ دلار بازار آزاد

  2. دامنه نوسان روزانه دلار

  3. فاصله نرخ آزاد با نرخ سیاستی

  4. حجم عرضه ارز

  5. تورم ماهانه

  6. رشد نقدینگی

  7. وضعیت صادرات نفت

  8. وضعیت تجارت خارجی

  9. قیمت طلا و سکه به‌عنوان دارایی‌های جایگزین

  10. تغییر انتظارات بازار

نتیجه

افزایش دلار تنها یک عدد روی تابلوی صرافی نیست.

این عدد می‌تواند خلاصه‌ای از برداشت بازار نسبت به آینده اقتصاد باشد.

 

 

@jostojougar

ما را دنبال کنید