G-4J3J8J4751

همتی: از مرز ابرتورم رد شدیم؛ اما مردم هنوز در صف گرانی‌اند!

گزارش ویژه جستجوگر | اقتصاد

 

رئیس‌کل بانک مرکزی می‌گوید ابرتورم در ایران رخ نداده و سیاست‌های اخیر بانک مرکزی توانسته شتاب افزایش قیمت‌ها را نسبت به ماه قبل کاهش دهد. اما در مقابل، گروهی از اقتصاددانان هشدار داده‌اند که اقتصاد ایران از مرحله «تورم مزمن» عبور کرده و به محدوده پیش از ابرتورم رسیده است.

 

اینجا یک پرسش اساسی وجود دارد:

 

آیا کاهش سرعت تورم به معنای عبور از خطر ابرتورم است؟

 

پاسخ کوتاه: خیر.

 

کاهش شتاب تورم خبر مثبتی است، اما با «مهار پایدار تورم» تفاوت دارد.

 

ابرتورم دقیقاً چیست؟

 

در ادبیات اقتصادی، تعریف مشهور فیلیپ کاگان این است که ابرتورم از زمانی آغاز می‌شود که قیمت‌ها بیش از ۵۰ درصد در یک ماه افزایش پیدا کنند و زمانی پایان‌یافته تلقی می‌شود که نرخ تورم ماهانه برای حداقل یک سال زیر این سطح باقی بماند. این تعریف در مطالعات صندوق بین‌المللی پول نیز مورد استفاده قرار گرفته است.

 

بنابراین تورم سالانه ۵۰، ۸۰ یا حتی ۱۰۰ درصد، به‌تنهایی به معنای «ابرتورم» نیست.

 

اما این نکته نباید باعث یک اشتباه دیگر شود:

 

اقتصادی که هنوز به تورم ماهانه ۵۰ درصد نرسیده، لزوماً اقتصاد سالمی نیست.

 

می‌توان سال‌ها درگیر تورم بسیار بالا بود، بدون اینکه به معنای فنی وارد ابرتورم شد.

 

حرف همتی دقیقاً چه معنایی دارد؟

 

عبدالناصر همتی در اظهارات اخیر خود گفته است که «فعلاً ابرتورم رخ نداده» و روند تورم کنترل شده است. همچنین اعلام کرده بود سیاست‌های بانک مرکزی باعث شده شتاب تورم نسبت به ماه قبل کاهش پیدا کند.

 

این سخن را اگر دقیق ترجمه کنیم، معنایش این نیست که:

 

«بحران تورم تمام شده است.»

 

بلکه معنایش این است:

 

«اقتصاد هنوز وارد تعریف فنی ابرتورم نشده و سرعت افزایش قیمت‌ها اخیراً کاهش یافته است.»

 

این دو گزاره زمین تا آسمان با یکدیگر فرق دارند؛ اقتصاد هم مثل زبان فارسی قربانی جمله‌های کوتاه و تیترهای هیجانی می‌شود.

 

پس چرا مسعود نیلی از «ایستگاه پیش از ابرتورم» سخن گفت؟

 

مسعود نیلی در تیرماه ۱۴۰۵ وضعیت اقتصاد ایران را فراتر از تورم مزمن ارزیابی کرد و گفت اقتصاد از سال ۱۳۹۷ به بعد وارد مرحله تورم بالا شده و اکنون در «ایستگاه پیش از ابرتورم» قرار دارد.

 

در همان همایش، همتی نیز وجود فشارهای جدی در بخش اقتصاد خارجی، تولید، سرمایه‌گذاری، بودجه و نظام بانکی را تأیید کرد.

 

بنابراین اختلاف این دو روایت را می‌توان چنین خلاصه کرد:

 

پرسش| پاسخ

آیا ایران طبق تعریف کلاسیک وارد ابرتورم شده؟| فعلاً شواهد کافی برای چنین ادعایی وجود ندارد

آیا تورم ایران بسیار بالاست؟| بله

آیا خطر ورود به ابرتورم قابل طرح است؟| بله

آیا کاهش شتاب تورم خبر خوبی است؟| بله

آیا کاهش یک یا چند ماهه شتاب تورم به معنی پایان بحران است؟| خیر

آیا کنترل پایدار کسری بودجه، نقدینگی و انتظارات تورمی لازم است؟| بله

 

مثال اول؛ زیمبابوه و اشتباه خطرناک «کنترل قیمت»

 

زیمبابوه یکی از روشن‌ترین نمونه‌های تاریخی است.

 

بانک جهانی گزارش کرده که ابرتورم این کشور در سال ۲۰۰۸ به حدود ۵۰۰ میلیارد درصد رسید و در نهایت دلار زیمبابوه عملاً از چرخه خارج شد.

 

اما نکته مهم‌تر از خود عدد، مسیر رسیدن به آن نقطه است.

 

دولت زیمبابوه برای مقابله با افزایش قیمت‌ها به کنترل و تثبیت دستوری قیمت‌ها متوسل شد. نتیجه چه شد؟

 

کمبود کالا، اختلال در بازار و تشدید مشکلات اقتصادی.

 

بانک جهانی تصریح کرده است که کنترل قیمت‌ها نتوانست ریشه تورم را حل کند، زیرا تأمین مالی نیازهای بزرگ دولت از طریق خلق پول همچنان ادامه داشت.

 

درس زیمبابوه برای ایران:

 

اگر سرعت تورم کاهش پیدا کند اما کسری بودجه، ناترازی بانک‌ها، رشد نقدینگی و بی‌اعتمادی به پول ملی اصلاح نشود، نمی‌توان صرفاً با استناد به یک کاهش ماهانه اعلام کرد بحران تمام شده است.

 

مثال دوم؛ ونزوئلا

 

ونزوئلا نمونه نزدیک‌تری از یک اقتصاد نفتی است که با بحران ارزی، کسری بودجه، سقوط تولید و کاهش اعتماد به پول ملی وارد چرخه بسیار شدید تورمی شد.

 

صندوق بین‌المللی پول در سال ۲۰۱۸ اعلام کرد تورم ونزوئلا به یکی از شدیدترین نمونه‌های ابرتورم جهان تبدیل شده و برای سال ۲۰۱۸ تورم حدود ۱۳ هزار درصد را پیش‌بینی کرده بود. این وضعیت در کنار سقوط شدید تولید اقتصادی رخ داد.

 

در یک مطالعه پژوهشی صندوق بین‌المللی پول نیز آمده است که تورم سالانه ونزوئلا تا سپتامبر ۲۰۱۸ به حدود ۴۸۸ هزار درصد رسیده بود.

 

مسئله فقط افزایش قیمت نبود.

 

وقتی مردم دیگر به پول ملی اعتماد نمی‌کنند، پول را سریع‌تر خرج یا به دارایی و ارز خارجی تبدیل می‌کنند. این رفتار خودش می‌تواند سرعت گردش پول را بالا ببرد و فشار تورمی را تشدید کند.

 

به زبان ساده:

 

تورم بالا → بی‌اعتمادی به پول → فرار از پول → افزایش تقاضا برای ارز و کالا → افزایش قیمت → بی‌اعتمادی بیشتر

 

این همان حلقه خطرناکی است که سیاستگذار باید قبل از رسیدن اقتصاد به مرحله ابرتورم متوقف کند.

 

ایران کجای این مسیر قرار دارد؟

 

داده‌ها و اظهارات موجود اجازه نمی‌دهد با اطمینان بگوییم ایران وارد ابرتورم شده است.

 

اما همین داده‌ها نیز اجازه نمی‌دهند خطر را نادیده بگیریم.

 

اقتصاد ایران سال‌هاست با تورم بالا، کاهش ارزش پول ملی، کسری‌های مالی، مشکلات نظام بانکی، کاهش سرمایه‌گذاری و فشارهای خارجی روبه‌رو است.

 

خود همتی نیز در همایش تیرماه از فشارهای واقعی در حوزه تولید، سرمایه‌گذاری، بودجه و نظام بانکی سخن گفته بود.

 

در چنین شرایطی، کاهش شتاب تورم یک سیگنال مثبت است، اما هنوز نمی‌توان آن را «پیروزی بر تورم» نامید.

 

آزمون واقعی بانک مرکزی چیست؟

 

برای اینکه ادعای «عبور از خطر ابرتورم» جدی گرفته شود، جستجوگر معتقد است باید چند شاخص را نه برای یک ماه، بلکه در یک دوره پایدار زیر نظر گرفت:

 

۱. تورم ماهانه

 

آیا کاهش تورم ماهانه ادامه‌دار است یا فقط یک توقف موقت؟

 

۲. رشد نقدینگی

 

اگر نقدینگی دوباره با سرعت بالا رشد کند، فشار تورمی می‌تواند با وقفه زمانی برگردد.

 

۳. پایه پولی

 

تأمین کسری‌های مالی و مشکلات بانک‌ها از مسیر بانک مرکزی می‌تواند پایه پولی را تحت فشار قرار دهد.

 

۴. کسری بودجه

 

بدون اصلاح ساختار بودجه، مبارزه با تورم شبیه این است که همزمان گاز بدهیم و ترمز بگیریم.

 

۵. نرخ ارز

 

در اقتصاد ایران، جهش نرخ ارز می‌تواند به سرعت به قیمت کالاها، نهاده‌های تولید و انتظارات تورمی منتقل شود.

 

۶. اعتماد به ریال

 

این شاید مهم‌ترین شاخص باشد.

 

اگر مردم و بنگاه‌ها ترجیح دهند ریال را سریعاً به دلار، طلا، ملک یا کالا تبدیل کنند، سیاست پولی کار بسیار سخت‌تری خواهد داشت.

 

نتیجه جستجوگر

 

بنابراین تیتر دقیق‌تر این نیست که:

 

«ایران از ابرتورم عبور کرد.»

 

تیتر دقیق‌تر این است:

 

«بانک مرکزی می‌گوید ایران هنوز وارد ابرتورم نشده و سرعت تورم کاهش یافته است؛ اما اقتصاد در منطقه خطر باقی مانده است.»

 

این تفاوت فقط بازی با کلمات نیست.

 

زیمبابوه و ونزوئلا نشان داده‌اند که فاصله میان تورم بسیار بالا و ابرتورم می‌تواند زمانی خطرناک شود که دولت نتواند کسری مالی، نظام بانکی، نقدینگی و اعتماد عمومی به پول ملی را کنترل کند. تجربه‌های تاریخی صندوق بین‌المللی پول نیز نشان می‌دهد ابرتورم معمولاً یک اتفاق ناگهانی و بی‌مقدمه نیست؛ اغلب محصول انباشت عدم‌تعادل‌هایی است که برای مدت طولانی حل نشده‌اند.

 

پس سخن همتی را باید یک هشدار مثبت دانست، نه اعلام پایان بحران.

 

اگر بانک مرکزی واقعاً توانسته شتاب تورم را نصف کند، این یک موفقیت اولیه است.

 

اما موفقیت واقعی زمانی مشخص می‌شود که این روند چند ماه و سپس چند فصل ادامه پیدا کند و همزمان رشد نقدینگی، کسری بودجه، ناترازی بانک‌ها و بی‌ثباتی بازار ارز نیز مهار شوند.

 

در غیر این صورت، ممکن است فقط سرعت سقوط کمتر شده باشد، نه اینکه مسیر سقوط تغییر کرده باشد.

 

---

 

جمع‌بندی یک‌خطی برای شبکه‌های اجتماعی

 

همتی می‌گوید ایران هنوز وارد ابرتورم نشده و ترمز رشد قیمت‌ها کشیده شده است؛ اما تجربه زیمبابوه و ونزوئلا نشان می‌دهد فاصله میان «تورم بسیار بالا» و «ابرتورم» را نه با شعار، بلکه با مهار کسری بودجه، نقدینگی، ناترازی بانک‌ها و بازگرداندن اعتماد به پول ملی می‌توان حفظ کرد.

@jostojougar

ما را دنبال کنید