G-4J3J8J4751

دارو گران شد؛ این بار بیمار باید هزینه سیاست‌گذاری را بپردازد؟

گرانی دارو دیگر فقط یک خبر اقتصادی نیست؛ به مسئله‌ای اجتماعی تبدیل شده که مستقیماً سلامت خانوار را هدف گرفته است. وقتی قیمت دارو بالا می‌رود، بیمار نمی‌تواند خرید خود را مثل خرید یک کالای معمولی به تعویق بیندازد. دارو را یا باید بخرد، یا هزینه تأخیر در درمان را بپردازد.

در هفته‌های اخیر موج جدیدی از افزایش قیمت دارو در بازار شکل گرفته است. بررسی‌های منتشرشده درباره برخی داروهای پرمصرف نشان می‌دهد رشد قیمت بعضی اقلام حتی از میانگین رسمی اصلاح قیمت‌ها فاصله زیادی گرفته است. سازمان غذا و دارو میانگین اصلاح قیمت دارو در سال جاری را حدود ۴۸ درصد اعلام کرده، در حالی که برای برخی داروهای پرمصرف، افزایش قیمت بالاتر از ۱۰۰ درصد نیز گزارش شده است.

دارو چرا گران می‌شود؟

بخش مهمی از افزایش قیمت دارو به افزایش هزینه‌های تولید، مواد اولیه، ارز و هزینه‌های زنجیره تأمین مربوط است.

مشاور عالی و جانشین وزیر بهداشت اخیراً گفته حدود ۳۰ درصد قیمت دارو از تغییرات نرخ ارز تأثیر می‌پذیرد.

از طرف دیگر، فعالان حوزه دارو تأکید کرده‌اند که تورم داخلی، هزینه نیروی انسانی، بسته‌بندی، انرژی، حمل‌ونقل و سایر نهاده‌های تولید نیز در قیمت تمام‌شده اثر دارند.

بنابراین ساده‌سازی ماجرا به «داروساز گران کرده» یا «ارز گران شده» تصویر کاملی از مسئله ارائه نمی‌دهد.

مسئله اصلی، زنجیره‌ای است که در انتهای آن بیمار ایستاده است.

اما سؤال مهم‌تر: چه کسی پول این افزایش قیمت را می‌دهد؟

اینجا پای بیمه‌ها وسط می‌آید.

اگر قیمت دارو افزایش پیدا کند اما سهم پرداختی بیمه متناسب با آن بالا نرود، بخشی از هزینه مستقیماً به بیمار منتقل خواهد شد.

وزیر بهداشت نیز اخیراً همین مسئله را مطرح کرده و گفته افزایش قیمت دارو باید با افزایش پوشش بیمه‌ای همراه شود تا فشار بیشتری به مردم وارد نشود.

این حرف در ظاهر ساده است، اما پشت آن یک سؤال بزرگ اقتصادی وجود دارد:

آیا منابع بیمه‌ها برای جبران این افزایش قیمت کافی است؟

اگر پاسخ منفی باشد، سیاست اصلاح قیمت دارو ممکن است از یک طرف مشکل تولیدکننده را کاهش دهد، اما از طرف دیگر هزینه درمان خانوار را افزایش دهد.

یعنی مشکل فقط از یک جیب به جیب دیگر منتقل می‌شود.

داروی ارزان روی کاغذ، داروی گران در داروخانه

یکی از مشکلات مهم بازار دارو، فاصله میان قیمت رسمی، پوشش بیمه و مبلغی است که بیمار در نهایت پرداخت می‌کند.

ممکن است یک دارو از نظر سیاست‌گذار همچنان تحت پوشش بیمه باشد، اما افزایش قیمت آن، فرانشیز و سهم پرداختی بیمار را بالا ببرد.

برای یک بیمار مبتلا به بیماری مزمن، این تفاوت بسیار مهم است.

کسی که ماهانه یک یا دو دارو مصرف می‌کند شاید بتواند افزایش قیمت را تحمل کند.

اما بیماری که هر ماه چند داروی تخصصی مصرف می‌کند، با افزایش همزمان چند قلم دارو ممکن است با هزینه‌ای مواجه شود که دیگر با درآمد خانوار تناسب ندارد.

خطر پنهان‌تر از گرانی: حذف دارو از سبد خانوار

مهم‌ترین پیامد گرانی دارو لزوماً افزایش هزینه نیست.

ممکن است بیمار خرید دارو را کاهش دهد.

کاهش تعداد دفعات مصرف، نصف کردن خودسرانه دوز، جایگزین کردن داروی تجویزی با گزینه ارزان‌تر یا قطع درمان، رفتارهایی هستند که می‌توانند در اثر فشار اقتصادی رخ دهند.

در این شرایط، هزینه‌ای که امروز از جیب بیمار کم می‌شود، ممکن است فردا به شکل هزینه بستری، عوارض بیماری یا درمان پیچیده‌تر به نظام سلامت بازگردد.

بنابراین ارزان‌سازی ظاهری دارو بدون توجه به توان خرید خانوار، تنها بخشی از مسئله است.

مشکل فقط قیمت نیست؛ کمبود هم وجود دارد

گرانی و کمبود دارو اگر همزمان اتفاق بیفتند، فشار بر بیمار چند برابر می‌شود.

گزارش‌های اخیر درباره برخی داروهای روان‌پزشکی نیز از همزمانی افزایش قیمت و کمبود خبر داده‌اند.

در چنین شرایطی، بیمار ممکن است با دو انتخاب بد روبه‌رو شود:

دارو وجود دارد اما گران است؛ یا ارزان‌تر است اما پیدا نمی‌شود.

این دیگر صرفاً یک مسئله بازار نیست.

این مسئله مستقیماً با امنیت سلامت جامعه ارتباط دارد.

نمونه خارجی؛ افزایش قیمت بدون حمایت بیمه‌ای چه معنایی دارد؟

در بسیاری از نظام‌های سلامت، سیاست‌گذار هنگام اصلاح قیمت دارو تلاش می‌کند افزایش هزینه تولیدکننده را با ابزارهای بیمه‌ای و حمایت هدفمند از بیمار متعادل کند.

منطق روشن است:

اگر تولیدکننده نتواند با قیمت فعلی تولید کند، عرضه دارو آسیب می‌بیند.

اگر بیمار نتواند قیمت جدید را بپردازد، دسترسی به درمان آسیب می‌بیند.

بنابراین سیاست درست باید بین این دو نقطه تعادل ایجاد کند.

نجات تولیدکننده بدون حمایت از بیمار، و حمایت از بیمار بدون تأمین اقتصادی زنجیره دارو، هیچ‌کدام راه‌حل کامل نیستند.

صنعت بیمه در این میان چه نقشی دارد؟

اینجاست که موضوع دارو به صنعت بیمه هم مربوط می‌شود.

بیمه درمانی زمانی معنا دارد که افزایش هزینه درمان را از دوش خانوار بردارد.

اگر قیمت دارو افزایش پیدا کند و سقف تعهدات، تعرفه‌های قابل قبول بیمه یا منابع پرداختی متناسب با آن افزایش پیدا نکند، بیمه عملاً بخشی از ریسک خود را به بیمار منتقل کرده است.

برای صنعت بیمه، مسئله فقط پرداخت خسارت بیشتر نیست.

افزایش قیمت دارو می‌تواند نسبت خسارت درمان را بالا ببرد، منابع صندوق‌ها را تحت فشار قرار دهد و در نهایت نیاز به افزایش حق‌بیمه یا اصلاح قراردادهای درمانی ایجاد کند.

یعنی گرانی دارو می‌تواند یک حلقه از زنجیره‌ای باشد که از تولید شروع می‌شود و به بیمه و جیب مردم می‌رسد.

تحلیل جستجوگر

در ماجرای گرانی دارو، سه عدد باید همزمان دیده شوند:

قیمت دارو، سهم بیمه و پرداخت از جیب بیمار.

تمرکز صرف بر قیمت رسمی دارو کافی نیست.

اگر قیمت دارو ۵۰ درصد افزایش پیدا کند اما بیمه ۵۰ درصد بیشتر پرداخت کند، اثر آن بر بیمار با حالتی که بیمه ثابت بماند کاملاً متفاوت است.

بنابراین معیار واقعی موفقیت سیاست دارویی نباید فقط این باشد که کارخانه داروسازی توان ادامه تولید دارد یا خیر.

معیار مهم‌تر این است:

آیا بیمار هنوز توان خرید داروی مورد نیاز خود را دارد؟

اگر پاسخ منفی باشد، حتی افزایش تولید هم نمی‌تواند موفقیت کامل سیاست دارویی محسوب شود.

جمع‌بندی

دارو کالایی نیست که بتوان مصرف آن را مانند بسیاری از کالاهای دیگر کاهش داد.

وقتی قیمت مواد اولیه، ارز و هزینه تولید بالا می‌رود، اصلاح قیمت دارو ممکن است برای استمرار تولید اجتناب‌ناپذیر باشد. اما این افزایش قیمت بدون تقویت پوشش بیمه‌ای می‌تواند مستقیماً به خانوار منتقل شود. گزارش‌های اخیر و اظهارات وزیر بهداشت نیز دقیقاً بر همین نقطه تأکید دارند.

بنابراین سؤال اصلی دیگر این نیست که:

«چرا دارو گران شد؟»

سؤال مهم‌تر این است:

«بعد از گران شدن دارو، چه کسی هزینه آن را می‌پردازد؟»

اگر پاسخ، بیمار باشد، آنگاه سیاست اصلاح قیمت هنوز یک حلقه مهم کم دارد: بیمه‌ای که واقعاً از بیمار در برابر شوک قیمت محافظت کند.

 

@jostojougar

ما را دنبال کنید