G-4J3J8J4751

افزایش قیمت نفت فقط آغاز ماجراست؛ هزینه پنهان بحران در بیمه و حمل‌ونقل ظاهر می‌شود

گزارش ویژه جستجوگر | انرژی، تجارت و بیمه

افزایش قیمت نفت در پی تشدید تنش‌های نظامی میان ایران و آمریکا بار دیگر توجه بازار جهانی را به تنگه هرمز جلب کرده است.

قیمت نفت برنت در معاملات امروز به محدوده ۹۵ دلار در هر بشکه رسیده و بازار نسبت به احتمال اختلال در مسیر انتقال انرژی حساس شده است.

اما تمرکز صرف بر قیمت نفت می‌تواند بخش مهم‌تری از بحران را پنهان کند.

تنگه هرمز فقط مسیر عبور نفت نیست؛ مسیر عبور ریسک اقتصادی نیز هست.

چرا بیمه اهمیت پیدا می‌کند؟

هر کشتی که وارد منطقه‌ای با ریسک جنگی می‌شود، با یک سؤال مواجه است:

اگر حادثه‌ای رخ دهد، چه کسی هزینه آن را پرداخت می‌کند؟

شرکت بیمه برای پاسخ به این سؤال باید احتمال خسارت را محاسبه کند.

وقتی احتمال جنگ، حمله، مین‌گذاری، توقیف یا آسیب به کشتی افزایش پیدا کند، طبیعی است که هزینه پوشش نیز افزایش یابد.

بنابراین:

ریسک بیشتر = حق‌بیمه بیشتر

اما مسئله به همین جا ختم نمی‌شود.

اگر ریسک بیش از حد بالا برود، برخی بیمه‌گران ممکن است اصلاً حاضر به پذیرش آن ریسک نباشند.

در این حالت:

ریسک بیشتر = قیمت بالاتر + ظرفیت کمتر

و این برای تجارت خطرناک‌تر است.

زنجیره انتقال بحران

یک سناریوی ساده را در نظر بگیریم:

کشتی حامل کالا یا نفت وارد منطقه پرریسک می‌شود.

شرکت بیمه نرخ پوشش را افزایش می‌دهد.

مالک کشتی هزینه بیمه بیشتری پرداخت می‌کند.

شرکت کشتیرانی این هزینه را در کرایه حمل لحاظ می‌کند.

واردکننده هزینه بیشتری پرداخت می‌کند.

در نهایت بخشی از این افزایش هزینه می‌تواند به مصرف‌کننده منتقل شود.

یعنی:

جنگ → بیمه گران‌تر → حمل گران‌تر → واردات گران‌تر → تولید گران‌تر → تورم

مثال خارجی؛ دریای سیاه

تجربه دریای سیاه نمونه مناسبی برای درک این زنجیره است.

پس از افزایش حملات و ریسک‌های نظامی در اطراف بنادر اوکراین و مسیرهای دریایی، نرخ بیمه جنگی برای برخی کشتی‌ها به‌شدت افزایش پیدا کرد.

در بعضی مسیرهای پرریسک، نرخ‌های بیمه جنگی به چند درصد ارزش کشتی رسید.

این یعنی بیمه دیگر یک هزینه فرعی نبود.

خود بیمه تبدیل به یکی از عوامل تعیین‌کننده اقتصادی مسیر تجارت شد.

مقایسه با ایران

برای ایران اهمیت موضوع بیشتر است.

ایران همزمان:

  • صادرکننده انرژی است،

  • واردکننده کالا و مواد اولیه است،

  • با محدودیت‌های تحریمی مواجه است،

  • و بخش مهمی از تجارت خارجی آن به حمل‌ونقل دریایی وابسته است.

بنابراین افزایش هزینه بیمه و حمل می‌تواند هم روی صادرات و هم روی واردات اثر بگذارد.

از طرف دیگر، اگر ظرفیت بیمه اتکایی محدود باشد، افزایش ریسک می‌تواند فشار بیشتری بر شرکت‌های داخلی وارد کند.

مسئله مهم برای بیمه در ایران

در شرایط عادی، افزایش حق‌بیمه ممکن است نشانه رشد بازار تلقی شود.

اما در شرایط جنگی چنین برداشتی خطرناک است.

اگر حق‌بیمه افزایش یابد ولی همزمان خسارت، ذخایر مورد نیاز و هزینه انتقال ریسک نیز افزایش پیدا کنند، رشد حق‌بیمه لزوماً به معنی سودآوری بیشتر نیست.

بنابراین باید همزمان بررسی کرد:

حق‌بیمه چقدر افزایش یافته؟

و:

خسارت و ریسک چقدر افزایش یافته است؟

نگاه جستجوگر

در شرایط بحران، مهم‌ترین سؤال درباره بیمه در ایران این نیست که:

«حق‌بیمه چقدر گران شده؟»

بلکه باید پرسید:

«چه مقدار از ریسک واقعاً پوشش داده شده و چه مقدار روی ترازنامه شرکت‌ها باقی مانده است؟»

پرسش جستجوگر

اگر ریسک تنگه هرمز برای مدت طولانی ادامه پیدا کند، آیا ظرفیت بیمه و اتکایی موجود در ایران می‌تواند خسارت‌های بزرگ و همزمان را تحمل کند؟

شاخص‌های پیگیری

  • نرخ بیمه جنگی

  • نرخ بیمه باربری

  • نرخ بیمه کشتی

  • ظرفیت اتکایی

  • ذخایر فنی

  • نسبت خسارت

  • خسارت‌های اعلام‌شده

  • حجم تجارت دریایی

  • هزینه حمل‌ونقل

  • تعداد کشتی‌های عبوری از هرمز

نتیجه

قیمت نفت تنها یکی از صورت‌های بحران است.

صورت پنهان‌تر بحران ممکن است در هزینه بیمه، حمل‌ونقل و تجارت ظاهر شود.

برای همین جستجوگر اثر بحران هرمز را فقط با قیمت نفت اندازه‌گیری نمی‌کند.

نفت + حمل + بیمه + خسارت = تصویر واقعی‌تر هزینه بحران

 

@jostojougar

ما را دنبال کنید