نظام بانکی ایران در میانه فشار اقتصادی و تنشهای منطقهای؛ آیا زمان بازگشت بانکها به مأموریت اصلی فرا رسیده است؟
پرونده ویژه جستجوگر
نظام بانکی هر کشور، قلب تپنده اقتصاد آن است؛ اما زمانی که اقتصاد با تورم مزمن، کاهش سرمایهگذاری، افت قدرت خرید مردم و نااطمینانیهای ناشی از تحولات منطقهای روبهرو میشود، وظیفه بانکها دیگر تنها نگهداری سپردهها یا اعطای تسهیلات نیست. در چنین شرایطی، بانکها به یکی از مهمترین ابزارهای حفظ ثبات اقتصادی و اجتماعی تبدیل میشوند.
اقتصاد ایران در سالهای اخیر همزمان با فشارهای ناشی از تحریم، تورم بالا، کاهش سرمایهگذاری، محدودیتهای تجاری و تنشهای امنیتی منطقه، وارد مرحلهای شده که تصمیمهای نظام بانکی میتواند مسیر آینده اقتصاد را تغییر دهد.
این گزارش بر پایه اطلاعات رسمی بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران، وزارت امور اقتصادی و دارایی، سامانه کدال و مطالعات بینالمللی تهیه شده است؛ اما تحلیلها و پیشنهادهای ارائهشده، دیدگاه اختصاصی تحریریه جستجوگر است.
مسئله اصلی فقط ناترازی بانکها نیست؛ ناترازی اقتصاد است
در سالهای گذشته، بسیاری از تحلیلها تنها بر ناترازی بانکها تمرکز کردهاند؛ اما از نگاه جستجوگر، بانکها بخشی از یک زنجیره بزرگتر هستند.
وقتی تولیدکننده با کاهش فروش روبهروست، وقتی خانوارها قدرت بازپرداخت وام را از دست میدهند و وقتی سرمایهگذار آینده اقتصاد را مبهم میبیند، طبیعی است که کیفیت دارایی بانکها نیز تحت تأثیر قرار گیرد.
بنابراین اصلاح بانکها بدون اصلاح محیط کسبوکار، نتیجهای پایدار نخواهد داشت.
امروز مردم از بانکها چه انتظاری دارند؟
در شرایط فعلی، انتظار جامعه تنها دریافت وام نیست.
مردم انتظار دارند بانکها:
منابع سپردهگذاران را به سمت فعالیتهای مولد هدایت کنند.
دسترسی بنگاههای کوچک و متوسط به سرمایه را تسهیل کنند.
خدمات دیجیتال پایدار و امن ارائه دهند.
در شرایط بحرانی، نقش حامی اقتصاد را ایفا کنند.
اعتماد عمومی، مهمترین سرمایه هر بانک است و این اعتماد تنها با تبلیغات ایجاد نمیشود؛ بلکه نتیجه شفافیت، پاسخگویی و عملکرد حرفهای است.
داراییهای غیرمولد؛ سرمایهای که اقتصاد را از حرکت بازمیدارد
یکی از چالشهای مهم نظام بانکی، تمرکز بخشی از منابع در داراییهایی است که نقش مستقیمی در تأمین مالی تولید ندارند.
بر اساس صورتهای مالی منتشرشده، بخشی از منابع برخی بانکها در املاک، شرکتهای زیرمجموعه، داراییهای تملیکی یا سرمایهگذاریهای غیربانکی قرار دارد.
داشتن این داراییها لزوماً به معنای تخلف نیست؛ بسیاری از آنها حاصل وصول مطالبات یا سرمایهگذاریهای گذشته هستند. اما تداوم این وضعیت میتواند قدرت تسهیلاتدهی بانکها را کاهش دهد و منابع را از چرخه اقتصاد مولد دور کند.
از نگاه جستجوگر، مسئله اصلی مالکیت این داراییها نیست، بلکه طولانی شدن زمان نگهداری آنها و تبدیل نشدنشان به منابع قابل اعطای تسهیلات است.
اقتصاد امروز بیش از هر زمان دیگری به سرمایه در گردش نیاز دارد
امروز بسیاری از واحدهای تولیدی با کمبود سرمایه در گردش روبهرو هستند.
در مقابل، هر ریالی که خارج از چرخه تولید باقی بماند، هزینه فرصت بالایی برای اقتصاد ایجاد میکند.
اگر شبکه بانکی بتواند حتی بخشی از منابع را از داراییهای غیرمولد به سمت تولید هدایت کند، آثار آن در اشتغال، صادرات، درآمد مالیاتی و رشد اقتصادی قابل مشاهده خواهد بود.
تجربه جهانی؛ بوسنی چگونه نظام بانکی خود را بازسازی کرد؟
پس از پایان جنگ بوسنی در سال ۱۹۹۵، اقتصاد این کشور تقریباً از هم فروپاشیده بود. بسیاری از بانکها عملاً ورشکسته بودند، اعتماد عمومی از بین رفته و نظام مالی توان حمایت از اقتصاد را نداشت.
دولت بوسنی با همکاری نهادهای بینالمللی چند اقدام کلیدی انجام داد:
تعطیلی یا ادغام بانکهای فاقد توان ادامه فعالیت.
الزام بانکها به افزایش سرمایه و رعایت استانداردهای نظارتی.
ایجاد نهاد نظارتی مستقل و سختگیر.
افزایش شفافیت صورتهای مالی.
جذب سرمایهگذاری خارجی در صنعت بانکداری.
نتیجه این اصلاحات، بازگشت تدریجی اعتماد عمومی و افزایش توان بانکها در تأمین مالی اقتصاد بود.
البته ایران و بوسنی از نظر ساختار اقتصادی، جمعیت، منابع و شرایط بینالمللی قابل قیاس کامل نیستند. اما یک درس مشترک وجود دارد: اعتماد عمومی زمانی بازمیگردد که اصلاحات واقعی، قابل اندازهگیری و شفاف باشند.
پیشنهادهای اختصاصی جستجوگر
جستجوگر معتقد است اصلاح نظام بانکی باید از مرحله تشخیص مسئله عبور کند و وارد مرحله اقدام شود.
۱. انتشار «گزارش سلامت بانکها»
بانک مرکزی میتواند بهصورت دورهای شاخصهای کلیدی سلامت هر بانک را منتشر کند؛ از جمله کفایت سرمایه، کیفیت داراییها، مطالبات غیرجاری و سهم داراییهای غیرمولد.
شفافیت، نخستین گام برای افزایش اعتماد عمومی است.
۲. برنامه زمانبندیشده برای کاهش داراییهای غیرمولد
بانکها میتوانند با برنامهای چندساله، بخشی از داراییهای غیرعملیاتی خود را واگذار کرده و منابع حاصل را به سرمایه در گردش واحدهای تولیدی اختصاص دهند.
۳. اولویت تأمین مالی بنگاههای کوچک و متوسط
تجربه بسیاری از کشورها نشان داده است که بیشترین اشتغال توسط بنگاههای کوچک و متوسط ایجاد میشود.
هدایت بخشی از منابع بانکی به این بخش، علاوه بر کاهش ریسک تمرکز، به رونق اقتصاد محلی نیز کمک میکند.
۴. توسعه بانکداری هوشمند
هوش مصنوعی، اعتبارسنجی دیجیتال و تحلیل داده میتوانند هزینه اعطای تسهیلات را کاهش داده و دقت ارزیابی ریسک را افزایش دهند.
۵. انتشار گزارش مسئولیت اقتصادی بانکها
همانطور که شرکتها گزارش مسئولیت اجتماعی منتشر میکنند، بانکها نیز میتوانند سالانه اعلام کنند چه میزان از منابع خود را به تولید، صادرات، شرکتهای دانشبنیان، انرژی، کشاورزی و اشتغال اختصاص دادهاند.
سخن پایانی
امروز اقتصاد ایران بیش از هر زمان دیگری به بانکهای قدرتمند، شفاف و مسئولیتپذیر نیاز دارد.
بانکی که تنها سود بیشتری ثبت کند، الزاماً بانک موفقی نیست؛ بانک موفق، بانکی است که اعتماد بیشتری ایجاد کند، منابع بیشتری را به اقتصاد واقعی برساند و در سختترین شرایط، بخشی از راهحل باشد نه بخشی از مسئله.
شاید بزرگترین آزمون شبکه بانکی ایران، نه در ترازنامهها، بلکه در میزان تأثیر آن بر زندگی مردم و آینده تولید کشور رقم بخورد.
و شاید اکنون، بیش از هر زمان دیگری، زمان بازگشت بانکها به مأموریت اصلیشان فرا رسیده باشد.


